سيد محمد باقر برقعى
3035
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
فرصت كم است فرصت كم است بايد راه افتاد بايد به گياهان يكايك سلام گفت بايد كنار چشمههاى جهان بيدار نشست و روى در آينهء صافىشان آراست بايد به پا خاست بايد به بالاى بلند امواج درياها نماز برد بايد فروتن شد و هر شب را در كشكول درويشى يك حلزون گذرانيد بايد در سينهء صدف خزيد و در پرتو چراغ مرواريد سرمشق تنهايى را رج زد ! بايد با ساربانان ، همراه شب صحرا را يك جا نوشيد